ماه آسمونم
صداش
،
صداشو گوش میدم گریه میکنم
بگم بدونن چرا
تو چقد ساکتی و صبوری
حتی چون عصبانی بودم کاکتویه رو هم با خشم از جاش در نیاوردم
از درخته هم اجازه گرفتم و نگران بودم بیش از حد
و با خشم کوتاهش نکنم
مگه خوبی جبران نداشت خدا ؟
من که برگشتم و نگات کردم
اونو میخاستم
اصلا هستی ؟
یا خسته شدی و رفتی :(
،
بمیرم برات دلبر قشنگم
خوشبخت بشی :(