دلبر نازنینم
جات خیلی خالیه
خوابمنمیبره
برات شعر میخونم
کلی قربون صدقت میرم
موهاتو بو میکنم و گریه میکنم
نمیدونم کی قراره تموم بشه
انقد تو خوب بودی
من چطوری فراموشت کنم :(
نمیخام فرانوشت کنم
جات خیلی خالیه
خوابمنمیبره
برات شعر میخونم
کلی قربون صدقت میرم
موهاتو بو میکنم و گریه میکنم
نمیدونم کی قراره تموم بشه
انقد تو خوب بودی
من چطوری فراموشت کنم :(
نمیخام فرانوشت کنم
دلم خیلی براش تنگ شد
عطرشو زدم به بالشتم
دو روزه نمیتونم بخوابم
و گریه میکنم و تنم هنوز جون داره ...
دریا هم نتونست دلتنگیت رو بگیره
دلم خیلی برات تنگه
چقد بگم دلم تنگه که این همه دلتنگی رو ادا کنه
چقد بگم دلم تنگه که دل خودم سبک بشه
دورت بگردم انقد تو خوب بودی :(
خسته شدم خدایا
خوب باشی ماه اسمونم
خوشبخت بشی
دلم برات خیلی تنگ شده
هنوزم وقتی یکی رو میبینم
که یه خورده مثل تو هست
یادت میفتم و هزار بار تو دلم
قربون صدقت میرم
ماه اسمونم بودی
اسمونم بودی
دلم برات خیلی تنگ شده
انقد فشار رومه که تمرکز ندارم اصلا
و بخش بزرگی از ذهنم رو درگیر کرده
لعنتی تو مگه چقد قدرت داره
.
خب این یه عریزه چندین میلیون
ساله هست درون بشر
معلومه که قدرت داره
دلم تنگ شدا برای اینکه
دورش بگردم روزی هزار بار
ناز کنه برام
عکسشو ببینم و ذوق کنم و ازش تعریف کنم
و خوشحالیش رو ببینم ،
میدونی اینکه دو نفر همزمان از همدیگه خوششون بیاد
و اخلاقشون بهم بخوره در نظرم شبیه به معجزه شده...
،
اون واقعا معجزه زندگیم بود :(
ماه من خوب باشه زندگیت
خیلی همه چی خوبه
ولی من اصلا خوب نیستم:(
لعنتی ها پرداخت هم نمیکنن
انگار تلسم شده این پرداختی ها
این همه طلب دارم یکی نمیزنه چیزی برام
،
امشب خشمگین شدم
میخاستم و نمیخاستم بهش اسیب بزنم
خیلی داغون و خنده دار بود
وقتی ارومی خیلی مسلط تر هستی
اروم باش پسر
اروم باش
دوباره تنها شدم
دوباره بی خواب شدم
دوباره بی دلبر شدم :(
دوسش دارم ،اونم دوسم داره
مجبوریم جدا باشیم :(
لعنت
خوب نیستم این روزها
خوب نیستم
دنیا چرا کمر بستی نزاری
اب خوش از گلوی کسی پایین بره ؟
،
دورت بگردم من دلبر قشنگم
دور موهای قشنگت
دور چشمای قشنگت
دور صدای قشنگت
من بمیرم برای غم خوردنت
چقد دلم تنگ شده برای صدات
دلم تنگ شده برای ناز کردنت و قربون صدقت برم
.
فکر اخر شبم تویی
امید بیدار شدنم تویی
اخرین و اولین فکرم تویی
بی تو چه میکشه این روزگار من
اگه هرگز فراموشت نتونم کنم چی ؟
اگه تا اخر عمرم حسرتت رو بخورم چی ؟
من واسه هر چی خاستم جنگیدم
ولی تو بزرگ ترین جنگ من میشی
من توان جنگ نداشتم
جنگیدم ولی خیلی باید
بیشتر از اینا تاوان میدادم
باید محبت و پشت میکردم به دیگران
من قدر نشناس نیستم
من مدیون محبت دیگران و خانوادم
متاسفانه مدیونم
متاسفانه
و این دین به گرودنم چنان سنگینی
میکنه که باید بگم گور پدر خودم و دلم و خاستم
لعنت به مردی که نداره
مرد بی پول نامرده
برم بمیرم :(
وسط شهر نشستم
بین شلوغی
یه روزی درست اون طرف خیابون
اب از سرم گذشت و از بزرگ ترین
و مهم ترین اتفاقات زندگیم بود
،
این همه میگم ازادی
ولی هنوز نمیتونم راحت و اسوده باشم
چرا انقد نگران فکر مردم هستم ؟
بزا برم یه خرید کنم میام ادمه میدم
،
خب خرید رو انجام دادم
یه جای خنک برای نشستن پیدا کردم
از استرسی که بیرون داشتم کم شد
یه بچه اینجاست که گیر داده بهم
بچه کوچیک
فکر کنم منو تو باشگاه دیده ،
فعلا نوشتن بسه
دلم گرفته
سخت میگذره این روزا
تو همه چی دس تنهام
حسادت نزدیک ترین ها چقد خطرناکه
.
هنوزم دلم زندست
و شکست عشقی میخوره
.
دانی غرق خون شد
و من دلم گرفت و ناراحت شدم براش
.
پشت کردم که نفهمه افتادنش رو دیدم
اوضاع فعلا خوب نیست
شایدم خوبه و فقط دل هامون
خوب نیست
،
سخت میگذره
زندگیه دیگه نه ؟
گاهی سخت میگزره