از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

روز شخمی

شکارچی شنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۴، 12:46

امروز روز خوبی نیست
استرس ماشین کوفتی رو داشتم
بعدشم درشت حرف زدن اون خرا رو
واقعا شیرم دهنشون ادم های بیشعور
،
تو کارم که مثل روال همیشه دبه در اوردن
و نصف پول رو ندادن
واضح نوشته بودم براشون ولی باز دبه در اوردن
،
یا ملت نبودن
یا اون خواب بود جواب نداد
هر چیم میگم بابا تایم خوابتو درست کن کارو زندگی داریم
یا اخرشم انتن و نت رفت دیگه فاکی شد
،
اعصاب خط خطی
اینم میگذره و همه اینا بی اهمیت میشن

خودمونم تو تاریخ محو میشیم
اینکه چیزی نیست