کمی سخت
شکارچی
شنبه چهارم مرداد ۱۴۰۴، 8:15
از اینکه ازاد بودم خوشحالم
ولی افتادم توی یه روتین
روتینی پر فشار
و اینده ای گنگ
خب اینده دقیقا یعنی همین دیگه
گنگ = اینده
اینده = گنگ
خر خر
،
خلاصه که خستم
امروز صبح دلم میخاست گریه کنم
فیلممو دیشب نصفه ول کردم که بخوابم
که صبح بتونم بیدار بشم و اذیت نشم
رفتار عجیبیه از من
چقد سرباز خوبیم
بهت اعتخار میکنم
تو انظباط فردی قویی داری
،
سخته ولی چ باید کرد
تحمل میکنم
ادامه میدم
به روزهای خوب خواهم رسید
،
میدونم که خیلی خیلی خیلی ...
میتونه سخت تر باشه
شکر