him
شکارچی
چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴، 17:25
نمیتونم خوب بخوابم
خواب های خیلی کثیف و مرده و مردن و جنگ میبینم
،
حالا که همه چی تموم شده من تازه
حال بدم شروع شده ؟
چیه جریان ؟
،
اها تاثیر فیلمیه که دیشب دیدم شاید !!
چون یکی با توفنگ کلت کمری نازی ها
گذاشت رو دستم و شلیک کرد
سوراخ شد و خون و دعوااااا دعواااا بعدش
،
میگفت تو تنهایی بیشتر مراقب خودت باش
،
خیییلی خیییلی کلافه هستم
خیلی روم فشاره
انقد که فقط گریه نمیکنم و بس
،
بگذره این روزا
دارم همه تلاشمو میکنم
دارم همه تلاشمو میکنم
رو نوک انگشتم وایسادم و دستمو کشیدم بالا
هوم ؟
نشد که نداره
من انجامش میدم
،
چشممیترسه و دست انجامش میده ...
،
گاهی انگار جسم از فکر قوی تره ..
ادامه بده
فقط ادامه بده
،
دوباره از خودت تشکر خواهی کرد
دوباره ایستاده برای خودت دست خواهی زد
،
ادامه میدم ...