از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

فااااک

شکارچی چهارشنبه دهم اسفند ۱۴۰۱، 19:8

برای خرید لوازم خونم غمگینم

هیچ ذوقی ندارم :(

چه فایده داره وقتی

به عشقم نمیرسم ؟

جلل خالققققق

شکارچی چهارشنبه دهم اسفند ۱۴۰۱، 10:18

واااای

چقد پولدار بودن و با کلاس بودن حس خوبی داره

لانتی خر کیفم

خخخخخخ

چقد دنیا به کام پولدار ها شیرین و قشنگه

واقعا کجا پولدار ها دغدغه بقیه رو متوجه میشن .

.

لانتی هم حس خوبی دارم

هم برای کسی که بیاد پیش من و حس

کم بودن کنه ناراحتم ،

واقعا کمی لنگ بزنی حس کم بودن

اینجا بهت دست میده .

.

خدایا شکرت هم پایین رو تا استخون تجربه

کردیم هم اندکی بالا رو .

.

واقعا من دیگه بمیرمم غمم نیست

به اندازه کافی دیدم و لذت بردم.

.

امید که دانشی برای فهم

و صبری برای تحمل داشته باشم

دلبرم

شکارچی سه شنبه دوم اسفند ۱۴۰۱، 3:0

فکرش نمیزاره بخوابم

خدایا چه غلطی کردم

اگه نرسیم چی ؟

دلم بگا میره

دلش داغون میشه

از کی انتقام بگیرم ؟

از کی ؟

چیکار کنم ؟

داریم فرو میریم

برگردم ؟

پیش برم ؟

واااای نمیدونم

و چقد نادونم

من فدات

شکارچی دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱، 2:7

میخامش و رسیدن بسسس سخته

هنوز اول راهیم و مطمعن نیستم

از انتخابم ولی خیلی دوسش دارم

و جونمو براش میدم ،

.

میدونی چرا مطمعن نیستم

زود قاطی میکنه و دعوا

وقتی از بیرون بر میگشتم

نمیدونم چی شد قاطی کرد دم در

یکم با عصبانیت گفت بیا تو دیگه

.

بله خیلی بد نیست ولی همین کوچیکا

خورده نون هایی هستن که باید دید ..

.

یجا هم جلو یه فروشنده عصبانی شد

و گفت خودم میتونم !! یه جورایی کنف شدم

.

اینا منو میترسونن

و از جهتی هم منو بسیار دوس داره

خیلی خییییلی گذشت کرده بخاطرم

و رفتار هایی که ناراحتم کردن رو سعی

کرده حذف کنه

تازه

سنی هم نداره ولی خب خیییلی معقوله .

.

امید که بخوبی و اسودگی بهم برسیم .