از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

هیچ برای هیچ

شکارچی سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲، 17:2

میترسم از اینده

میترسم از اینکه انقد نادونم

خیلی به خودم یقین دارم

و خیلی به خودم شک دارم

،

این روزا خوبن

اینده خیلی خوب و روشنه

ولی میترسممممم

طُ

شکارچی جمعه دهم آذر ۱۴۰۲، 3:8

فکرت نمیره از سرم

ناراحتم برات

باهات حرف میزنم

غصه میخورم

افسوس که دیگه هیشکی

جاتو نمیگیره

تو خیلی خوب بودی

بیچاره مو

بیجاره دلم

تا زنده هستم بیارتم

بیادت غصه میخورم

چقد اشتباه کردم

چقد ترسیدم

کاش زنده نمیموندم

کاش کاش کاش

افسوس تا قیامت

از دستت دادم

و عرضه و لیاقتت نداشتم

هر چی غصه بخورم کمه

هر چی بگم حیف کمه

:(

دلم برات تنگه

نمیدونم تو چطوریی

تو منو یادت رفته

چسپیدی به زندگی و درست

:(

شکارچی پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲، 3:11

افسوس

افسوس

بی تو

شکارچی شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲، 17:6

تو فرق داشتی

تو همونی بودی که میخاستم

افسوس که باختمت

افسوس

تا زنده هستم افسوس میخورم و یادت هستم

،

تو بلد بودی باید چطوری با زندگی تا کرد