از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

هممم

شکارچی چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲، 6:21

یه جور بدی نگام میکنه

با حسرت

ولی من نه

،

دارم گذر میکنم !!

با رنج

،

دوس دارم دلبرمو

خیلی زیاد

،

تنبل شدم کار نمیکنم

استوری گذاشتم ۳۰ تا ویو خورده

فاجعست !!

،

دلم گرفت از دیده نشدن

شکارچی پنجشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۲، 22:39

دلم گرفت از ایکه کسی ندید منو

با ای که همه جوره بودم

،

تو هم نگفتی چیزی

برای خودت میگی و قانون شکنی داری

برای من نه ...

،

اینم جزیی از زندگیه دیگه

چ میشه کرد ...

،

به زودی اخرین نفری که ما رو میشناسه هم میمیره

و برای همیشه فراموش میشیم ..

بی طُ

شکارچی چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲، 2:57

گمم و میل به فرار از رنج دارم

،

وقتی رنجو با جونت دوست داشته باشی

چی میشه اسمش

،

همونو دچارم

،

خیلیم بیریخته

خیلیم بچست

خیلیم سوسوله

خیلیم احححححمقه

باختی والا