sad
شکارچی
یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴، 15:45
امروز بهشوننگاه میکردم میگفتم خوش به حالش پدر داره
خوش به حالش پدر عاقل با سواد داره
خیلی خوبه ادم کسو کار داشته باشه
،
ادم بی کسو کار میسوزه و تلف میشه
،
خشمگینم از اینکه نتونستم :(
غمگینم از اینکه نتونستم :(
،
شاید خیری در کاره و خبر ندارم
نمیدونم
،
خدایا
دانشی برای فهم
جسمی سالم برای خدمت
و صبری برای تحمل میخام
،
بی قراره تو امو در دل تنگم گله هاست
،
در غیبت تو اگر مرا دار زدند بر چوبه دار منتظرت میمانم
،
ورای باورهای ما
ورای بودن ها و نبودن ها
انجا دشتیست
تو را انجا خواهم دید ...
:(
،
:(