از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

جانم

شکارچی شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲، 4:33

امید داشتم یه اتفاقی بیفته و برسیم بهم

ولی امشب بهم گفت داره ازدواج میکنه

،

هنوز توی شوک هستم و نمیتونم گریه کنم

امیدم نا امید شده

دیگه قرار نیست خندیدنش رو ببینم

،

ماورای باور های ما

ماورای بودن ها و نبودن های ما

انجا دشتیست

تو را انجا خواهم دید