بیمار
شکارچی
دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲، 10:53
نتونستم بخوابم
رفتم بیابون دو بزنم بلکم اروم شم
همه مسیر رو گریه کردم و جیغ کشیدم
و به زنبور هایی که جفت بودن فش دادم
و حسودی کردم .
نتونستم بخوابم
رفتم بیابون دو بزنم بلکم اروم شم
همه مسیر رو گریه کردم و جیغ کشیدم
و به زنبور هایی که جفت بودن فش دادم
و حسودی کردم .