به تو
شکارچی
یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۲، 1:31
حالشون بد شد از بد حالی من
حالا اروم ترم
و رنج بقیه رو عمیق میفهمم
امشب تنهام
و هر روز تنها تر میشم
دلم برات تنگه
امشب رفتم تو تاریکی وسط نخلستون
چند کیلومتری دو زدم
تک تک قدم هام و نفس هام به تو فکر کردم