شب به یاد ماندنی
چقد عجیب در بهترین حالت و زمانی
که اصلااااا ادم فکرش رو نمیکنه ممکنه
جونشو از دست بده و بمیره
دیگه مرگی هم بیخود تر این نیست که
تو جاده با ماشین تصادف کنی .
ترجیح میدم شیرو ببر منو بخوره ولی با تصادف نمیرم !
.
تو فاصله 50 متری پیچید جلوم
با سرعت 110 تا میرفتم و کوبیدم رو ترمز
دیدم فایده نداره و میزنم بهش ، درست میزدم تو در راننده
بدون شک اون کشته میشد چون پراید سوار بود
پای خودمم به فنا میرفت
ماشینمم همین طور
میدونی چیکار کردم ؟
پامو از روی ترمز برداشتم
و فرمون رو تا ته پیچیدم سمت راه
با فاصله چند انگشت از عقب اون رد شدم
و حالا داشتم یمرفتم به سمت پایین جاده
دوباره فرمون رو با جدیت و محکم پیچیدم سمت چپ
ماشین اصلا سر بر نداشت و خیلی راحت مستقیم شد
اگه سر بر میداشت مطمعننا در خدمت بلوار و سنگ جدول بودم .
.
خلاصه که ب طور بسیار عجیبی به خیر گذشت .
.
دوس دارم یه روز که رفتم کوه
اون بالای بالا
یه جای خیلی پرت و دور
یه مار منو نیش بزنه
و همون جا خلاص شم
ترجیح هم میدم هرگز پیدام نکنن
.
من با مرگ میونه خوبی دارم :)