گم شده
شکارچی
شنبه هفتم مرداد ۱۴۰۲، 6:45
من پادشاه از دست دادن ادم های منفیم ..
شدم مثل جنگ ، اولین اشتباه میشه اخرین اشتباهشون ..
.
ترسیدم
غمگینم
تنهاااااام
نزدیک بود با دو تا بچه تصادف کنم
چنان سرشون داد کشیدم که صدام
همه محله رو برداشته بود
،
خیلی ترسیدم
من تند رانندگی میکنم
باید اروم تر رانندگی کنم
،
پیش میرم ولی خیلی اروم
وقتشه قدم های جدیدی بردارم
.
فعلا نقشم اینستا هست
بعدش تابلو بیلبرد
و امیییر