از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

و دوباره سردرگمم

شکارچی یکشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۳، 21:38

حس میکنم کارش درست نیست

من پول ندارم

هر چی در میارم اون خرج میکنه

هزینه های شخصیش و کرایه خونشم من باس بدم !!!

در حالی که خودم دقیقا 0 هستم

موجودی کارت 170 تومان :|

،
حس میکنم نا مهربونه

برام قابل اعتماد نیست

انان هم از دستش در میره و خشمگین میشه و حرف بارم میکنه !!
و من امید دارم بهتر بشه !!
،
امید پوچیه ؟

فقط یه بار دیگه تند و خشمگین بشه

شایدم دو بار دیگه !!
باس بکشم زیر همه چی نه ؟
،
اخه محیط کارش خیلی شلوغه

و خستش میکنه و عصبی
:(
،
باید انقد پول بهش ندم و کنترل کنم مخارج رو
اسکل نباش پسر
تا اگه نشد تو پول کپسول خونشم نداده باشی :|