از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

طُ

شکارچی جمعه هشتم تیر ۱۴۰۳، 15:56

نمیدونم چیکار کنم

گیجم

میدونم که تو هم نمیدونی

میدونم که نمیتونی فراموشم کنی

میدونم که بهم فکر میکنی

میدونم که دوسم داری

،

تو داری خودتو فدا میکنی

تو داری خودتو قربانی میکنی

،

قلبم درد میکنه

دوباره دلم میخاد بمیرم

راستی دوباره به کوه رفتن فکر میکنم

تو یار خوب منی تا ابد

تا ابد

تا وقتی استخون هام بپوشن

تا اون موقع دوست دارم