از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

طُ یار بی مو

شکارچی شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲، 17:46

دوباره دلم خونه

نمیدونم چه مرگمه

شایدم میدونم و دارم انکارش میکنم

اره ، نزدیکه زمانش

،

بیچاره دلم

هیشکی دیگه تو نمیشه برام

چ میشه کرد ؟

انگار باید تا اخر عمر وایسم و سوختنمو ببینم

داغت از دلم نمیره

چند روز خوبم

ولی بعدش باز قاطی میکنم

داغونم ، همه روز میخوابم

،

انجا دشتیست

تو را انجا خواهم دید ...

،

در غیبت تو اگر مرا دار زدند

بر چوبه دار منتظرت میمانم