از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

گم شده

شکارچی جمعه بیست و نهم دی ۱۴۰۲، 4:9

هنوزم راه داره

دلم میگه اره

عقلم میگه نه

جنگ بزرگیه

ولی عقلم برده

حالا باید بشینم و نگا کنم ویران شدنمو

با این وجود نمیتونمم برم

باید بشینم و نگا کنم

بشینم‌ غصه بخورم

هی یادش بیفتم و فااااک

نمیتونم فراموشش کنم

انقد خوبه که نمبخام فراموشش کنم

غمشم خوبه

اون دردسره

و من شرور پی دردسر

،

دو روز اومدیم زندگی کنیم

چرا هی باید قوی شیم

هی تجربه میشه و مرضضضض