ماه قشنگم
شکارچی
یکشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۲، 14:30
وسط ظهر و دلتنگی ؟
عجب
،
میگه تو انگار خیلی یادش میفتی
ولی مو فقط یبار یادت افتادم
دیه تو از یادم نرفتی و پیوسته روان است ...
،
میدونی دورت بگردم مو
از سخت ترین جاهاش اونجاییه که
داره خوش میگذره یدفعه میگم اگه بودش چقد
بیشتر خوش میگذشت
،
اگه بودش چقد دلم اروم بود
اگه بودش چقد دنیا قشنگ بود برام
،
امروز بعد مدت ها به ناچار کمی کار کردم
دیدم چقد ناتوان و بی انگیزه هسم
امیدم و انگیزم تو بودی
،
ای داد که چطوری ولمون کردن
سی کو چطوری شد ...
کی سی میکنی اصلا ؟
هیشکی
،
نمیدونم بگم بیچاره مو که چارم تونی
یا خوش به حالم که چاره قشنگم تویی