از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

ماه قشنگم

شکارچی جمعه هفتم مهر ۱۴۰۲، 4:18

میری خوابگاه

بدون من

زیر پله میشینی

با یار جدیدت حرف میزنی

بقیه میگن اون چی شد ؟

چ اهمیتی داره ؟

،

دلم برات تنگه

،

مرد بزرگ قبیله هم طرف من شده

ولی دیره نه ؟

چقد دلم میخاد این رنج تموم بشه

زندم فقط چون امید دارم برگردی

امید دارم وقتی برگردم خونه

کفشات جلو در باشه

،

مراقب خودت باش ماه قشنگم

خیلی دوست دارم

شبت بخیر دلبر من