از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

ماه من

شکارچی یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۲، 13:26

بهم گفت میترسیدم بیام

و خانوادت قبولم نکنه ...

،

اگه قبول میکردن الان مال هم بودیم

این جمله تو همه زندگیمو داره از بین میبره

اینکه خانوادم برای خود خواهی خودشون

ترسیدن و ولم کردن ...

،

ولم کردن تا بمیرم

حالا دلیلی برای ادامه ندارم ...

فقط خیال اومدن و برگشتن تو منو زنده نگه داشته ...

امیدی که لبخند و اشکش قاطیه