خالی
شکارچی
چهارشنبه یکم شهریور ۱۴۰۲، 7:32
پس چرا هیچ کاری نمیکردم ؟
خب وقتی هیچ کاری نکنی همین میشه دیگه
.
حالا که شده پشیمون شدی ؟
اصلا نمیدونم چه اتفاقی داره میفته
.
اصلا نمیدونم چی میخام
همه فهمیدن یه مرگیم هست
ولی هنوز نگفتم بهشون
چرا نمیگم ؟
میگم که بدونن :(
همه روزام با گریه میگذره
.
گفت هفته دیگه
یعنی شنبه ؟
من دارم میمیرم از فکر
.
باید صبر کنم ؟
تا شنبه صبر میکنم
یکشنه اگه نیومد بهش پیام میدم
تا یکشنبه برای قد یک سال میگذره
،
چقد اینجا امید داشتن تلخه
اندوهت ولت نمکنه و نمیتونی بیخیال بشی
هی امید وار میشم
بعد انقد گریه میکنم خسته میشم و میگم نه
و دوباره تکرار
.
گفتی عشق ارزششو داره نه ؟
میدونی چیه ؟
واقعا ارزششو داره
من روزایی که با اون بودم رو زندگی کردم
بهترین روزای عمرم بو
تو این لجن زار زندگیم
یه گلی بود که بوش کردم
درسته نزاشتن و پرپرش کردن
میترسیدن
برای خودشون میترسیدن
چه کنم حالا ؟