ماه قشنگم
شکارچی
جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲، 22:1
رفتی
درو دیوار اتاقم قفسم شد
،
وطنم اون بود
خونم اون بود
رفتی منو غریب و اواره کردی ...
احمقانست ولی اینجا هم دنبالت میگردم ...
تو رویام با تو که واقعی هستی زندگی میکنم
اخرین فکرم قبل خواب تویی اینبار با گریه
اولین فکرم بعد بیداری تویی با امید اومدنت
،
میگفت خوشحالی یعنی وقتی برگردم خونه
کفشات جلو در باشن ...
،
میدونی هر روز به این فکر میکنم
و تنها وقتیه که دنیام جون میگیره
،
و بعدش حقیقت حباب خیالمو میترکونه
و خاکستر دنیامو میگیره