از زندگی مینویسم

گم شده در خود ..

بی تو

شکارچی یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۲، 2:41

سعی میکنم فرار کنم از غم

بعد میبینم تو دلشم

تو فکرشم

تو فکرتم ماه آسمونم

تو رفتی و منو انتخاب نکردی

با پرو بالی که اتیشش کشیدی چطوری پرواز کنم ؟

اره اون از من بهتر بود

میدونی هرگز کسی مثل من پیدا نمیکنی

من چشم تار میدید ولی حواسم بهت بود

،

اینا دیگه چرتو پرته

قناریت پرید شکارچی

تو بزرگ ترین شکارتو از دست دادی

داشتن داستان لیاقته

داشتن داستان شجاعته

من نداشتم اینا رو

لعنت به چنین ادم پوچی که فقط ادعا داره

چقد خستم از دنیا

خدایا یا برش گردن

یا صبح بیدار نشم

امظا من