<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>از زندگی مینویسم</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com</link>
<description>گم شده در خود ..</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 14 Aug 2026 23:22:01 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>شرور</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/272</link>
<description>همه باید بمیربم ولی هممون زندگی میکنیم ؟ ، من کولی سر اشوب دارم سر ریولوش سر رسیدن سر عاشقی از خود گذشتن سربازی سر پیچ شدن ، یعنی انجامش میدم ؟ یعنی اون موافقه ؟ یعنی چی خاسته تقدیر برام ؟ لعنت به اونایی که باعثش بودن ، ولی انگار سرنوشت باز ما رو بهم رسوند دارم فکر میکنم هر کدوم از ما رسالتی داریم هر حرکتی از پیش نوشته شده برای انجام ماموریتی ، اون روز گفت : خدایا اگه نوشتی پاکش کن دعای جالبی بود خیلی عمیق ، خدایا یعنی نوشتی اینو برای من ؟ اگه نوشتی</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2026 23:22:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/272</guid>
</item>
<item>
<title>طُ</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/271</link>
<description>خوابتو دیدم با اندوه با غم با خشم ، بیادتم و قلبم در سینه میسوزد..</description>
<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 10:07:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/271</guid>
</item>
<item>
<title>today </title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/270</link>
<description>بعضی ادما بیشعورن بعضیا نمیدونن و بیشعور بعضیا گاهی بیشعورن ، تعجب میکنم از ادم های سر سفید بیشعور !! ، رفتم خرید کنم ، فروشنده کارت کشید و گفت موجودی نداری حس بدی داشت و غمگینم‌ ، صورتم خورد به بدنه ماشین و کبود شده حس بد زیادی دارم ، گاهی اندوه از ذهن نمیاد از جسم میاد کسی نبود نگران بشه کسی نبود نگاش کنه و کسی نبود توجهی کنه .. حس تنهایی زیادی داشت .. ، غمگین و خشمگینم</description>
<pubDate>Wed, 04 Feb 2026 16:44:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/270</guid>
</item>
<item>
<title>مهندس </title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/269</link>
<description>مهندس با ۵ سال سابقه کاری ۱۰۰ پروژه موفق فعال امروز پول خوردن صبحونه رو نداشتم ، دیروز هم نداشتم !! کارت کشید و گفت موجودی ندارید ! امروز ۱۰۰ هزار تومان قرض کردم و رفتم فقط بدهیم رو دادم ، گشنه و دست خالی اومدم بیرون ، با قانون های جدیدی که وضع کردن ۵ پروژم خوابیده و نمیشه مجوز گرفت ، بسی غمگینم‌و آینده رو تیره و تار میبینم واقعا نمیدونم باید چیکار کرد ، من ادم شاد و فعالیم ولی محیط داره خفم میکنه :( ، امید که تغییر کنه شرایط و درست بشه حالا غمگینم ، یه</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2026 07:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/269</guid>
</item>
<item>
<title>تا قیومت</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/268</link>
<description>توی سرم یه مراسم فاتحهه بزرگ برقراره منو دارن خاک میکنن منو دارن میکشن هیچ کسی توی مراسم نیست گردو خاک توی هوا پخشه و یه اهنگ خیلی سوزناک همه فضا رو گرفته ، بلال اخی بلالمممممم ، یاره بالا بلندم یار گیسو کمندم تونه دادن و مردم زدن خنجر و قلبم ، به دنبالش نرفتوم گردنم خورد به دنبالش نرفتوم گردنم خورد به دنبالش نرفتوم نیمه راهی که داغش تا قیومت بر دلم مند</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 18:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/268</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/267</link>
<description>هنوز خشمگینم دیگه هرگز نمیبخشمش هرگز ، خود خواه عوضی ، دست روی سرم کشید دوست داشتم :( یاد پدرم افتادم دستای مردونه قوی و با محبت ، دلم برات تنگ شده خدا رحمتت کنه ، بعد اون کلی اتفاق افتاد ولی اون محبتش و چند ثانیه بر سرم دست کشیدنش خاطرم هست ، چقد عجیبه که ادم گنده ها هم نیاز به توجه و محبت دارن ، مخوصا نیاز به نوازش و بغل ، چیزی کل برای رعیس ها و رهبر ها برای شجاع ها و نترس ها سخت گیر میاد ، سهم ما بیشتر مشتو لگده و در جواب لبخند زدن و دست دوستی دراز</description>
<pubDate>Fri, 07 Nov 2025 02:49:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/267</guid>
</item>
<item>
<title>آرزوهایم </title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/266</link>
<description>لانتی چقد دلم کراس میخاد چشما اشکی براش اگه یه پروژه جدید بیاد برا امیر مووتور میخرم ، اون روز یه کراس سبز دیدم لباس پوشیده و کلاه گذاشته صداش بال پروازه لامصب ، از اون آرزو های یدرنه منه چیزی که از دبستان وقتی همه میخاستن خلبان شن من عشق موتور بودم شکرت خدایا موتور دارم و اما کراس امید که بتونم بهش برسم امید که بتونم بهش برسم ، روزی که بخرمش میشینم یه سر اشک شوق میریزم میشینم یه سر گریه میکنم که چقد سخت بود تا برسم ،َ و هر بار که به خریدنش فکر میکنم چشما</description>
<pubDate>Fri, 17 Oct 2025 16:46:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/266</guid>
</item>
<item>
<title>طُ</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/265</link>
<description>دو شبه خوابتو میبینم امید که خوب باشی ، غمگینم برای نبودنت نبودنت داغیه که سرد نمیشه ، در غیبت طُ اگر مرا دار زدند بر چوبه دار منتظرت میمانم ... :( ، ورای باور های ما ورای بودن ها و نبودن ها انجا دشستیست تو را آنجا خواهم دید .. :( ، ....</description>
<pubDate>Mon, 28 Jul 2025 04:56:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/265</guid>
</item>
<item>
<title>کمی سخت</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/264</link>
<description>از اینکه ازاد بودم خوشحالم ولی افتادم توی یه روتین روتینی پر فشار و اینده ای گنگ خب اینده دقیقا یعنی همین دیگه گنگ = اینده اینده = گنگ خر خر ، خلاصه که خستم امروز صبح دلم میخاست گریه کنم فیلممو دیشب نصفه ول کردم که بخوابم که صبح بتونم بیدار بشم و اذیت نشم رفتار عجیبیه از من چقد سرباز خوبیم بهت اعتخار میکنم تو انظباط فردی قویی داری ، سخته ولی چ باید کرد تحمل میکنم ادامه میدم به روزهای خوب خواهم رسید ، میدونم که خیلی خیلی خیلی ...</description>
<pubDate>Sat, 26 Jul 2025 04:45:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/264</guid>
</item>
<item>
<title>sad</title>
<link>https://hunter0.blogfa.com/post/263</link>
<description>امروز بهشون‌نگاه میکردم میگفتم خوش به حالش پدر داره خوش به حالش پدر عاقل با سواد داره خیلی خوبه ادم کسو کار داشته باشه ، ادم بی کسو کار میسوزه و تلف میشه ، خشمگینم از اینکه نتونستم :( غمگینم از اینکه نتونستم :( ، شاید خیری در کاره و خبر ندارم نمیدونم ، خدایا دانشی برای فهم جسمی سالم برای خدمت و صبری برای تحمل میخام ، بی قراره تو امو در دل تنگم گله هاست ، در غیبت تو اگر مرا دار زدند بر چوبه دار منتظرت میمانم ، ورای باورهای ما ورای بودن ها و نبودن ها انجا</description>
<pubDate>Sun, 06 Jul 2025 12:15:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>hunter0</dc:creator>
<guid>hunter0.blogfa.com/post/263</guid>
</item>
</channel>
</rss>
